تبليغاتX
سکوت شب
آسمان کویر

دنیای سایه ها

شب به روی جاده نمنک
 سایه های ما ز ما گویی گریزانند
دور از ما در نشیب راه
در غبار شوم مهتابی که میلغزد
سرد و سنگین بر فراز شاخه های تک
سوی یکدیگر به نرمی پیش می رانند
شب به روی جاده نمنک
در سکوت خک عطر آگین
نا شکیبا گه به یکدیگر می آویزند
سایه های  ما ...
همچو گلهایی که مستند از شراب شبنم دوشین
گویی آنها در گریز تلخشان از ما
نغمه هایی را که ما هرگز نمی خوانیم
نغمه هایی را که ما با خشم
در سکوت سینه میرانیم
زیر لب با شوق میخوانند
لیک دور از سایه ها
بی خبر از قصه دلبستگی هاشان
از جداییها و از پیوستگی هاشان
جسمهای خسته ما در رکود خویش
زندگی را شکل میبخشند
شب به روی جاده نمنک
ای بسا پرسیده ام از خود
زندگی ایا درون سایه هامان رنگ میگیرد ؟
یا که ما خود سایه های سایه های خویشتن هستیم؟
همچنان شب کور
 میگریزم روز و شب از نور
تا نتابد سایه ام بر خک
 در اتاق تیره ام با پنجه لرزان
راه می بندم بر وزنها
 می خزم در گوشه ای تنها
ای هزاران روح سرگردان
گرد من لغزیده در امواج تاریکی
سایه من کو ؟
نور وحشت می درخشد در بلور بانگ خاموشم
سایه من کو ؟
سایه من کو ؟
او چو رویایی درون پیکرم آهسته می روید
 من من گمگشته را در خویش می جوید
پنجه او چون مهی تاریک
میخزد در تار و پود سرد رگهایم
 در سیاهی رنگ می گیرد
طرح آوایم
 از تو می پرسم
ای خدا ... ای سایه ابهام
 پس چرا بر من نمیخندد
 آن شب تاریک وحشتبار بی فرجام
 از چه در ایینه دریا
صبحدم تصویر خورشید تو می لغزد ؟
 از چه شب بر شانه صحرا
 باز هم گیسوی مهتاب تو می رقصد
 از تو می پرسم
ای خدا ای ظلمت جاوید
در کدامین گور وحشتنک
 عاقبت خاموش خواهد شد
 خنده خورشید ؟
من نمیخواهم
سایه ام را لحظه ای از خود جدا سازم
من نمیخواهم
او بلغزد دور از من روی معبرها
یا بیفتد خسته و سنگین
زیر پاهای رهگذرها
او چرا باید به راه جستجوی خویش
روبرو گردد
با لبان بسته درها ؟
او چرا باید بساید تن
بر در و دیوار هر خانه ؟
او چرا باید ز نومیدی
پا نهد در سرزمینی سرد و بیگانه ؟
آه ...ای خورشید
لعنت جاوید من بر تو
 شهد نورت پر نیمسازد دریغا جام جانم را
با که گویم قصه درد نهانم را
سایه ام را از چه از من دور میسازی ؟
لز چه دور از او مرا در روشنایی ها
رهسپار گور می سازی ؟
گر ترا در سینه گنج نور پنهانست
 بگسلان پیوند ظلمت را ز جان سایه های ما
آب کن زنجیرهای پیکر ما را بپای او
یا که او را محو کن در زیر پای ما
آه ... ای خورشید
 لعنت جاوید من بر تو
 هر زمان رو در تو آوردم
 گر چه چشمان مرا در هفت رنگ خویش
 خیره تر کردی
 لیک در پایم
 سایه ام را تیره تر کردی
از تو می پرسم
ای خدا ... ای راز بی پایان
 سایه بر گور چیست ؟
 عطری از گلبرگ وحشتها تراویده ؟
بوته ای کز دانه ای تاریک روییده ؟
 اشک بی نوری که در زندان جسمی سخت
 از نگاه خسته زندانی بی تاب ! لغزیده ؟
از تو میپرسم
تیرگی درد است یا شادی ؟
جسم زندانست یا صحرای آزادی ؟
ظلمت شب چیست ؟
شب خداوندا
سایه روح سیاه کیست ؟
وه که لبرزیم
از هزاران پرسش خاموش
 بانگ مرموزی نهان می پیچدم در گوش
 این شب تاریک
سایه روح خداوند است
سایه روحی که آسان می کشد بر دوش
با رنج بندگان تیره روزش را
آه ...
او چه میگوید ؟
او چه میگوید ؟
خسته و سرگشته و حیران
میدود در راه پرسش های بی پایان

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 22:12  توسط امیر مهدی | 
 

سعی کن دست دادنت مانند یک قرارداد امضا شده معتبر باشد .

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 0:36  توسط امیر مهدی | 

                             شام آخر

 

      لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد.او می بایست نیکی را به شکل«عیسی» و بدی را به شکل «یهودا» یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند تصویر می کرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانیش را پیدا کند.

 

     روزی در یک مراسم همسرایی تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از آن جوانان همسرا یافت.جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت.

 

     سه سال گذشت،تابلو شام آخر تقریبا تمام شده بود اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود.کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.نقاش پس از روزها جست و جو،جوان شکسته و ژنده پوش و مستی را در جوی آب یافت. از دستیارانش خواست او را به کلیسا بیاورند چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت.گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند.دستیاران سرپا نگهش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوطبی تقوایی،گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند نسخه برداری کرد.

 

     وقتی کار تمام شد گدا که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت:

«من تابلو را قبلا دیده ام.»

داوینچی شگفت زده پرسید:

«کجا؟»

 

     سه سال قبل،پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم،موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم،زندگی پر از رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم.

.

.

نتیجه:

 

      به دنیا پا نهاده ای درست مانند کتابی باز و ساده و نانوشته.باید سرنوشت خود را رقم زنی،خود و نه کس دیگر،چه کسی می تواند چنین کند؟چرا؟مجبوری سرنوشت خود را بنویسی.خالق سرانجام خود باشی.با «خود»آماده و قالب یافته به دنیا نیامده ای.همچون بذر زاده شده ای و می توانی همان بذر بمانی و بمیری اما می توانی گل باشی و بشکفی،می توانی درخت باشی و ببالی.

 

 

     درهای بهشت و دوزخ به هم چسبیده اند. شیطان فقط از در دوزخ می تواند بگذرد و فرشته فقط از در بهشت. اما انسان از هر در که دلش بخواهد می تواند وارد شود.                                      

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:29  توسط امیر مهدی | 
 
 
صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی و من می شنوم می شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد آه ، ای شکوه بی پایان ای طنین شور انگیر من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته...
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 0:16  توسط امیر مهدی | 

ترانه لویس ماریانو:

 

Mother of mine

The sweetest in creation

In every land or nation

No other gives such love

For me you shine

So sweet and so humble

With the face of an angel

From heaven above

As I travel lands far away

Seeing new places every day

Nothing will ever outweigh

The sight of you I love

Mother of mine

The sweetest in creation

My heart knows true elation

When you arm

Mother, dear, rests on my arm

Mother of mine

The sweetest in creation

For love's illumination

Fills your sweet gaze

For you it's true

After all these years of joy

I'm still the good little boy

Of the happy younger days

Listen

مادرم

ای دوست داشتنی ترین موجود عالم

در هیچ سرزمین و در بین هیچ قومی

عشقی به مانند عشق تو به خود ندیدم

رخساره ات را می بینم که چون فرشته ای

از بهشت

برای من می درخشی

بس دلچسب و بس فروتنانه

رهسپار سفرهای دور و دراز می شوم

هر روز با مکان های ناشناخته آشنا می شوم

اما هیچ یک، نه هیچ یک، را ذره ای همتراز نمی یابم

با رخساره ات که بسی دوستش می دارم

مادرم

ای دوست داشتنی ترین موجود عالم

قلبم آن دم از شادی لبریز است

که دست تو، ای عزیزتر از جانم، در دست من باشد

مادرم

ای دوست داشتنی ترین موجود عالم

نگاه چشم نوازت را

آذین بندی های عاشقانه ای پر کرده است

و بی شک جز این نیست

که با گذشت همه آن سالهای مملو از شادی

هنوز من همان پسر {دختر} کوچولوی خوب تو هستم

همان دختر کوچولوی خوب روزهای جوانی

شنیدن آهنگ

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 23:8  توسط امیر مهدی | 

غدیر تنها نام یك سرزمین نیست،بلكه بیانگر یك تفكر ، نشانه و رمز تداوم خط نبوّت و نقطه تلاقی كاروان رسالت با طلایه داران امامت است. این روز عزیز بر همه شما مبارک باد. 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 7:36  توسط امیر مهدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک mail
آرشیو

درباره وبلاگ
به احترام مرگ لحظه ها یک عمر سکوت کم است.

پیوندهای روزانه
مرکز دانلود کتب الکترونیکی
قالبهای متفاوت برای وبلاگ
ترفندهای کامپیوتر
مرکز اطلاعات و اسناد اسلامی
قالب وبلاگ
کنکور
نمایشگاه های بین المللی
سایت سازمان سنجش
پایگاه کتب درسی
امامزاده هلال ابن علی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل خرداد 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
درباره آران و بیدگل
پیوندها
رهــگـذر تــنــها
آرزوهاي ناتمام
شـــــعـــــلــــه
تـــــرنـــم بـاران
طــلــوع عشق
من بی تو یعنی حسرت
زمـــزمـــه ی مـبــهم آب
صـــــــدای آســــــمـــان
نمیتوانم باور کنم نه رفتنش نه ماندنش را
لــعــیــا بـــانــو.
شکوفه انــدوه (خدا حافظ )
عکس تو حـرف
دخـــتـــر شـب
re-born
مهربان باش تا تنها نباشی
عشق(هر چه از دل بر آيد)
نمونه سئوالات نهایی والمپیادوکنکور(اسفند)
بــــی هـــویـت
مرگ عشق...
راز يار 2.
قاصـدک
انــتــظار
یـک نیاز عاشقانه
قصه های زندگی
روز نوشت های پارسا
خاطره
دل شکسته شهر عشق...
دســت نــوشته هاي يه دل
فــرامـــوشـــم کـــن!.
خـــــاطـــرات مــــرده
چشمان کاملا بسته
خــــون بــــازی
سرود دلنشين
دل كــــاكتوس
عارفانه ها - عاشقانه ها.
نوجـــووووون ایـــرووووونی
(¯`v´¯) درد دلهای پاییزی (¯`v´¯)
فـــقط واســه تــــو ساختمش
.:::پسران آفتاب:::..
داغ عشق
دختر شب
خـــلــــوت
ذهنی در تار عنکبوت...!
دل مــــن
فقط خـدا
ایـــران ســـهــــــراب
AVOO & JOOJOO
هرچی ترفندو نرم افزار بخوای هست.
(( _ _ _ _ ))
عـــــــــشـــق
عـــاشـــقــانه
Nonsens
برای تو می نویسم....
دخــــتـــران کـــــویـــــر
حــــدیـــــث تـــنــهایی
(کاش می دونستی دوستت دارم.•).•**.
مهربونم...
قدح به دست
تپش های عاشقانه ی قلبم
رفيق من
سکسکه قرن
زنده باد روز سبز
تنهایی از دهکده تنهایی
ناب ناب(Naab)
برترین برترینها
پیک عطش
آسیب های اجتماعی
باران
نجوای شبانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


سلام

 

جستجو گوگل

دوست عزيزي که از هر موتور جستجو و يا هر جايي ديگر وارد اين سايت شده ايد، ممکن است مطلبي را که شما دنبال آن هستيد در صفحه اول نباشد براي اين که مطلب مورد نظر خود را پيدا کنيد از موتور جستجو گوگل اين سايت استفاده کنيد و در اين سايت جستجو خود را انجام دهيد تا مطلب مورد نظر خود را پيدا نماييد..................آسمان کوير.................. سکوت شب ساعات خوشي را براي شما آرزومند است

Google


در كل اينترنت
در سكوت شب

Powered by  MyPagerank.Net