تبليغاتX
سکوت شب
آسمان کویر

 

********************

نـــاله ز درد هـــجران، وای از غم جدایی!
فــــکر وداع بـــایــــد از روز آشـــــــنــــایی.

بـــا مـــن بــمان برادر، طاقت نمانده دیگر
باور نمی‌کنم من، شد «موسم جدایی»

گـــــوید غــریب مـــادر: «ای یـادگار حیدر
فـــردا بریـــده حـنجر در دشـت کربلایی».

وای از شــب فراق و اندوه بی تو ماندن.
دل کنــــدن از تو دلبر دارد چه ماجرایی!

ای نـــازنین گـــل من گفتی بـــمانم اما
بـــــا دیــــدن تو گردد مرغ دلم هوایی...

گــر شام هجر و دوری هرگز سحر ندارد
مــاه تو در شب عشق دارد چه دلربایی

درد و بـــلایت امـــشب بوی مـدینه دارد
هـــــمراه عـــطر نرگس کـــاید مرا ندایی

گـــوید غـــریب مــادر: «ای یادگار حیدر
فــردا بریده حنجر در دشت کربلایی»...

***********************

سکوت شب
http://aroonobidgol.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 7:35  توسط امیر مهدی | 

۱- ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تملوا ان النعم

نیازهای مردم به شما از نعمت های الهی است برای شما،بنابراین از این نعمت ها خسته نشوید .

 

 

۲- ما تشاور قوم الاهدوا الی رشدهم:هیچ گروهی (درکارها)با یکدیگر مشورت نکردند مگر اینکه به راه راست هدایت شدند .

  

 

۳- یا بنی ایاک و ظلم من لا یجد علیک ناصر الا الله

فرزندم!بپرهیز از ستم بر کسی که غیر از خدا یاوری در مقابل تو ندارد .

 

 

 

۴- خمس من لم تکن فیه،لم یکن فیه کثیر مستمتع : العقل،والدین والادب،والحیاء،وحسن الخلق

پنج چیز است اگر در انسان نباشد،در او بهره زیادی نخواهد بود: عقل ، دین ، ادب ، حیاء و خوش اخلاقی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 1:6  توسط امیر مهدی | 

آتش امید

 

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد.سرانجام خسته و ازپا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای  بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود ، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده  و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.

مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید : شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟ آنها جواب دادن، ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم!

وقتی که اوضاع خراب می شود ، نا امید شدن آسان است ولی ما نباید دلمان را ببازیم ، چون حتی در میان درد و رنج، دست خدا در کار زندگی مان است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:28  توسط امیر مهدی | 

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهماست


گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانویغم است


جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدماست


خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین


* * *
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا


گر چشم روزگار به رو زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا


نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا


از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا


بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا


زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریادالعطش ز بیابان کربلا


آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه یسلطان کربلا


آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد


* * *
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون  بیستونشدی


کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگونشدی


کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ی برق خرمن گردون دونشدی


کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی


کاشآن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی


کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی


آن انتقام گر نفتادی به روزحشر
با این عمل معامله ی دهر چون شدی


آل نبی چو دست تظلم  برآورند
ارکان عرشرا به تلاطم درآورند


* * *
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا بهسلسله ی انبیا زد


نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند


آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسازدند


بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند


وانگهسرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند


وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان
بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند


پس ضربتی کزان جگر مصطفیدرید
بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند


اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
فریاد بردر ِ  حرم کبریا زدند


روح الامین نهاده به زانو سر حجاب

تاریک شد ز دیدن آن چشمآفتاب


* * *
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرشبرین رسید


نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکان دینرسید


نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمینرسید


باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمینرسید


یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشینرسید


پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامینرسید


کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرینرسید


هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیستبی ملال


* * *
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده ی رحمت قلمزنند


ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم  کز گنه خلق دم زنند


دستعتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند


آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک
آل علی چو شعله ی آتش علم زنند


فریاد از آن زمان که جواناناهل بیت
گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند


جمعی که زد به هم صفشان شورکربلا
در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند


از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آنناکسان که تیغ به صید حرم زنند


پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبارگیسویش از آب سلسبیل


* * *
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار


موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد وبگریست زار زار


گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخبی‌قرار


عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شدآشکار


آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حبابوار


جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار


با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار


وانگه ز کوفهخیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد


* * *
بر حربگاهچون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد


هم بانگ نوحه غلغلهدر شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد


هرجا که بود آهویی از دشت پاکشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد


شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چونچشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد


هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاریتیغ و سنان فتاد


ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمانفتاد


بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد


پسبا زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول


* * *
اینکشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست


ایننخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست


این ماهیفتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست


این غرقهمحیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست


این خشک لب فتادهدور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست


این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست


این قالب طپان که چنینمانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست


چون روی در بقیع به زهرا خطابکرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد


* * *
کای مونس شکسته دلان حال ماببین
ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین


اولاد خویش را که شفیعان محشرند
درورطه ی عقوبت اهل جفا ببین


در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبتما بر ملا ببین


نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلاببین


تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه هاببین


آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین


آنتن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین


یا بضعةالرسول زابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد


* * *
خاموش محتشم که دلسنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد


خاموش محتشم که ازین حرفسوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد


خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
دردیده ی اشگ مستمعان خون ناب شد


خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین بهاشگ جگرگون کباب شد


خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبهگلگون حباب شد


خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتابشد


خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد


تا چرخسفله بود خطایی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد


* * *
ای چرخغافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای


بر طعنت این بساست که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای


ای زاده زیاد نکرده استهیچ گه
نمرود این عمل که تو شداد کرده ای


کام یزید داده ای از کشتنحسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای


بهر خسی که بار درخت شقاوتست
درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای


با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفیو حیدر و اولاد کرده ای


حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
آزرده اش به خنجربیداد کرده ای


ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشردرآورند

 

محتشم کاشانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:21  توسط امیر مهدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک mail
آرشیو

درباره وبلاگ
به احترام مرگ لحظه ها یک عمر سکوت کم است.

پیوندهای روزانه
مرکز دانلود کتب الکترونیکی
قالبهای متفاوت برای وبلاگ
ترفندهای کامپیوتر
مرکز اطلاعات و اسناد اسلامی
قالب وبلاگ
کنکور
نمایشگاه های بین المللی
سایت سازمان سنجش
پایگاه کتب درسی
امامزاده هلال ابن علی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل خرداد 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
درباره آران و بیدگل
پیوندها
رهــگـذر تــنــها
آرزوهاي ناتمام
شـــــعـــــلــــه
تـــــرنـــم بـاران
طــلــوع عشق
من بی تو یعنی حسرت
زمـــزمـــه ی مـبــهم آب
صـــــــدای آســــــمـــان
نمیتوانم باور کنم نه رفتنش نه ماندنش را
لــعــیــا بـــانــو.
شکوفه انــدوه (خدا حافظ )
عکس تو حـرف
دخـــتـــر شـب
re-born
مهربان باش تا تنها نباشی
عشق(هر چه از دل بر آيد)
نمونه سئوالات نهایی والمپیادوکنکور(اسفند)
بــــی هـــویـت
مرگ عشق...
راز يار 2.
قاصـدک
انــتــظار
یـک نیاز عاشقانه
قصه های زندگی
روز نوشت های پارسا
خاطره
دل شکسته شهر عشق...
دســت نــوشته هاي يه دل
فــرامـــوشـــم کـــن!.
خـــــاطـــرات مــــرده
چشمان کاملا بسته
خــــون بــــازی
سرود دلنشين
دل كــــاكتوس
عارفانه ها - عاشقانه ها.
نوجـــووووون ایـــرووووونی
(¯`v´¯) درد دلهای پاییزی (¯`v´¯)
فـــقط واســه تــــو ساختمش
.:::پسران آفتاب:::..
داغ عشق
دختر شب
خـــلــــوت
ذهنی در تار عنکبوت...!
دل مــــن
فقط خـدا
ایـــران ســـهــــــراب
AVOO & JOOJOO
هرچی ترفندو نرم افزار بخوای هست.
(( _ _ _ _ ))
عـــــــــشـــق
عـــاشـــقــانه
Nonsens
برای تو می نویسم....
دخــــتـــران کـــــویـــــر
حــــدیـــــث تـــنــهایی
(کاش می دونستی دوستت دارم.•).•**.
مهربونم...
قدح به دست
تپش های عاشقانه ی قلبم
رفيق من
سکسکه قرن
زنده باد روز سبز
تنهایی از دهکده تنهایی
ناب ناب(Naab)
برترین برترینها
پیک عطش
آسیب های اجتماعی
باران
نجوای شبانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


سلام

 

جستجو گوگل

دوست عزيزي که از هر موتور جستجو و يا هر جايي ديگر وارد اين سايت شده ايد، ممکن است مطلبي را که شما دنبال آن هستيد در صفحه اول نباشد براي اين که مطلب مورد نظر خود را پيدا کنيد از موتور جستجو گوگل اين سايت استفاده کنيد و در اين سايت جستجو خود را انجام دهيد تا مطلب مورد نظر خود را پيدا نماييد..................آسمان کوير.................. سکوت شب ساعات خوشي را براي شما آرزومند است

Google


در كل اينترنت
در سكوت شب

Powered by  MyPagerank.Net